آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
417
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
بلاشك اگر تصور كنيم ، كه آنچه در باب مجازاتهاى سخت دولت ساسانى در اعمال شهداى عيسوى مذكور است ، از مجازاتهاى يوميه عدالتخانه ايران بوده نسبت بايرانيان ظلم روا داشتهايم . صرف نظر از مبالغهگوييهايى ، كه مىتوان در اين گونه روايات حدس زد ، بايد دانست ، كه اين مجازاتها مخصوص سياستهاى مذهبى بوده و بنابراين آن بيرحميها نتيجهء اختلاط تعصب و غيرت دينى با مفاسد شهوانى است ، كه در اعمال محاكم مذهبى اروپا نيز در چند قرن پيش مكرر مشاهده شده است . از اين گذشته ، مجازاتها همه را به سختى اجراء نميكردند . اينك چند روايت از سياستى را ، كه در زمان وهرام پنجم نسبت بعيسويان به عمل آمد ، ذيلا نقل ميكنيم . مهر شاهپور رئيس مغان « دشمن بزرگ عيسويان » بود ، شانزده نفر عيسوى را ، كه از انكار ديانت خود امتناع كرده بودند ، برهنه كرد و امر داد ، كه هر شب آنها را بكوهستان ببرند و دست و پا بسته در آنجا بگذارند و نان و آب به مقدار قوت لايموت به آنها بدهند . پس از اينكه اين شكنجه يك هفته به عمل آمد ، مهرشاهپور از مستحفظ احوال آنان را پرسيد . جواب داد كه بمرگ نزديكند . مهرشاهپور گفت . برو به آنها بگو : پادشاه ميفرمايد ، كه فرمان مرا گردن نهيد و خورشيد را ستايش نماييد و گرنه بپاى شما طناب مىبندم و شما را در تمام كوهستان مىكشانم تا گوشت تن از استخوان جدا شود و بدنتان در ميان سنگها بيفتد و جز رگ و پى چيزى بر طناب نماند » . نگاهبان امر را ابلاغ كرد . بسيارى از محبوسين چون از هوش رفته بودند ، بانگ او را نشنيدند . ديگران از شدت درد قبول كردند . آنگاه مهر شاهپور بدون اينكه بستايش آفتاب يا آتش مجبورشان كند ، آنها را به سلوكيه گسيل نمود و در آنجا عيسويان همين كه جراحاتشان التيام يافت ، روزه گرفتند و استغفار كردند و از ضعف نفسى ، كه در كار ديانت ظاهر كرده بودند ، نادم شدند بعد مهرنرسى پانزده تن از آنها را ، با اينكه نخواستند در ارتداد و انكار دين مسيح باقى باشند ، آزاد نمود و بمساكن خود فرستاد . تنها ژاك ملقب بشهيد بفرمان شاه